حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
702
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
خاطر اجزاء و اتباع سركار كه به هر كارى دست زده مىشود ، پاى آنها در ميان است و بايد به دلخواه آنها رفتار شود . از اين دو كه بگذرد ، زد و خورد حاجى ميرزا حسن مجتهد و امام جمعهء اين شهر خراب است كه واقعا اسباب زحمت و مايهء فساد كلى شده است ، و به هيچ يك هم نمىشود حرف زد . بالاتر از همهء اينها ، گرفتار يك كارگزار خدانشناس بىانصافى شدهام كه شب و روز حقوقات مردم را به دولت روس مىدهد و مردم بيچاره را خانه خراب و آتش مىزند و به محض آنكه يك كلمه حرفى گفته شود ، فورا قنسول روس را تحريك كرده ، مرا دچار مذاكرات رسمى و طرف با دولت روس قرار مىدهد . حال ملاحظه كنيد يك نفر تنها با اين همه اشكال و محظورات عديده چه بكنم . حالت دولت و حضرت اقدس هم نسبت به اين مملكت ، معلوم است كه از چه قرار است . با اين تفصيلات و محظورات ، از روزى كه وارد تبريز شدهام ، هر ده روز و بيست روز گرفتار يك امر بزرگى بودهام كه بالاترين زحماتم بوده است . مثلا يك مدتى ، اوايل مشغول عمل نان شهر و تحصيل غله و دادن ضرر و خسارت بودم كه معادل پنج هزار و كسرى تفاوت نرخ و تنزيل پول دادم . و از آن فقره كه گذشت ، مسئلهء كشتن جعفر آقا « 23 » و ترتيبات كار او . آن فقره تمام شده و نشده ، حكايت ارامنه و مسلمان « 24 » پيش آمده است كه شب و روز در اين مملكت مشغول جلوگيرى و تشكيل اردو هستم و ابدا در اين مدت خواب و خوراك خودم را ندانستم . حالا ديگر چندى است عثمانىها در سرحد ساوجبلاغ سر برداشتهاند و هر قدر به وزير امور خارجهء احمق و اولياى دولت نوشتهام ، همه را به طفره گذرانيده اقدامى ننمودند ؛ تا در اين چند روزه ، قشون عثمانىها يكسره آمدند و كهنه لاهيجان « 25 » را متصرف شدند . معهذا دولت از ترس ، اجازه حركت قشون نداده . بعد از تصرف نمودن ، حالا مشغول مذاكره شدهاند و دولت عثمانى هم به طفره جواب مىدهد كه ابدا همچو تخطى از طرف ما نشده است . و كسى هم نيست كه حرف بزند . حالا ملاحظهء حال من بيچاره را بكنيد كه مزاج عصبانى كه دارم ، در چه آتشى نشسته و براى كى آنقدر خون دل مىخورم . فرضا كه زحمات شما را قدر نمىدانند ، لا اقل اينطور اشكالات را نداريد و آنقدر هست كه هر حكمى مىكنيد ، ديگر مجتهد و امام جمعه و كارگزار و هزار نفر اجزاء و اتباع سركارى مانع نداريد . به مرگ خودت قسم كه با همهء شور و عشق به كار ، بطورى مأيوس و بىميل شدهام كه راضى هستم مرا آسوده گذارده از اين مأموريت معاف كنند ، بروم بخانهء خودم راحت بنشينم . خيال خودم هم اين است كه بعد از آمدن حضرت اقدس ، يك طورى خودم را از خدمت معاف كنم ؛ تا خدا چه خواهد .
--> ( 23 ) - منظور جعفر آقاى شكاك پسر محمد آقا سركردهء ايل شكاك است . ( 24 ) - در اين زمان در قفقاز گرماگرم جنگ ارمنى و مسلمان بود و آگاهىهايى كه از آنجا مىرسيد ، در تبريز مردم را مىشورانيد و در اينجا هر زمان بيم آشوب مىرفت . رك : كسروى ، احمد . تاريخ مشروطهء ايران : 143 . ( 25 ) - كهنه لاهيجان دهى است از دهستان پيرانبخش حومه شهرستان مهاباد و در 62 كيلومترى جنوب باخترى مهاباد و 5 كيلومترى جنوب خاورى شوسهء خانه به نقده واقع است .